+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دوستت دارم هميشه، هميشه
 روشنی چشمم، بی تو نتوانم
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
 تو با منی، تو با منی
 ای آه سحرگاه تو آخر اثری بخش
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 گفتی که می بوسم تُرا گفتم تمنا می کنم
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
 زيبا نگارم به من نگاه کن

برگ نخست » موسیقی » دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵
دلت میخواد برای تو خود را فدایی کنم
همیشه احساس کمی و بینوایی کنم
دلت میخواد غرور من جام دو دستت باشد
وقتی که فریاد میزنی من بیصدایی کنم
حس میکنم خسته ام عزیز خودخواه من
نگذار که جدا شود راه تو و راه من
دلت میخواد کوه باشی، دلت میخواد کاه باشم
تو بر سر زبان و من قصه کوتاه باشم
کاشکی میشد ترک تو و این آشنایی کنم
به خاطرات پشت سر بی اعتنایی کنم
دلت میخواد دلهره سایش در (توی) قلبم باشد
همیشه وحشت از زمان های جدایی کنم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *