+ - x
 » دیگر ترانه ها
 من اگر ديوانه ام زنجير کو؟
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 امشب شده ام مست که مستانه بگريم
 ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم؟
 دلبرا گر تو یار من باشی
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم
 ایا صياد رحمی کن مرنجانيد جانم را
 شکايت دارم
 بيا بريم به سنگ ران جمله خوبان هموجس

برگ نخست » موسیقی » دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص
۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۴
دل ز سودای دو چشم تو به میخانه کند رقص
لعل می گون تو در گرمی پیمانه کند رقص
محتسب هر چه کنی منع ازین بادۀ نابم
که از این بیخود و هوشیار چو دیوانه کند رقص
نیست بنیاد ریا غیر فریب و سالوس
آمد عشق و بپیوست و به پیمانه کند رقص

تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

خیرالدین:

که از این بیخودی هشیار چو دیوانه کند رقص


آنکه با عشق بپیوست و به پیمانه کند رقص




خیرالدین:

محتسب از چی کنی منع از این باده نابم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *