+ - x
 » دیگر ترانه ها
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 چه گرمی، چه خوبی، شرابی؟ چی هستی؟
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی من
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 از تنگنای محبس تاریکی

برگ نخست » موسیقی » امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۲
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنیی
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی
می جوش میزند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش نمی کنیی
گر گوش میکنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش میکنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پُر است
حرمت نگاهدار اگرش نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکندۀ بجمع
زین داستان با لب خاموش میکنی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *