+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بهار جوانيم رفت، افسوس
 ای رشک گلها، دادی فريبم
 ای یار خوب من ای باوفا
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
 ميروم خسته و افسرده و زار (وداع)
 به سنگ غم زدی پيمانه ام را
 ليلی، ليلی، ليلی جان، دل مه کردی ويران
 پيری رسيد و فصل جوانی دگر گذشت
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 ای خدا! مادر من باز به من ده

برگ نخست » موسیقی » امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۲
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنیی
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی
می جوش میزند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش نمی کنیی
گر گوش میکنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش میکنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پُر است
حرمت نگاهدار اگرش نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکندۀ بجمع
زین داستان با لب خاموش میکنی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *