+ - x
 » دیگر ترانه ها
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 من در سرای تو شور دگر دارم
 بی وفا يارم کرده غم بارم
 گفتی که می بوسم تُرا گفتم تمنا می کنم
 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود

برگ نخست » موسیقی » فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۱۰
فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه مینداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون زغم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو بمو این داستان را شانه میداند

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohib Panjshiri:

Please inform me more about ahmad zahir




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *