+ - x
 » دیگر ترانه ها
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 بريده باد پای من، اگر رود بخانه اش
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 از پيش من برو که دل آزارم
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
 ای بُلبُل خوش الحان
 بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی من
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی

برگ نخست » موسیقی » فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۱۰
فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه مینداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون زغم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو بمو این داستان را شانه میداند

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohib Panjshiri:

Please inform me more about ahmad zahir




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *