+ - x
 » دیگر ترانه ها
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 نی، نی، هرگز، هرگز
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 بگذرد، بگذرد، عمر من بگذرد
 از دستت فغان، فغان دارم
 دلبرا گر تو یار من باشی
 بياييد بياييد به ميدان خرابات
 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
 بچه نشو ای دل
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم

برگ نخست » موسیقی » گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن
۴.۹
امتیاز: ۴.۹ | مجموع آراء: ۹
گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن
با غمت ای آشنا هر شب هم آغوشم مکن
همچو موج اشک از دریای چشمم پا مکش
در پی خود چون حبابی خانه بر دوشم مکن
در دلم نقش هزاران داغ عشق مرده است
بیش از این در سوگ عشق خود سیه پوشم مکن
ساغر چشم تو سرشار است از مستی و ناز
با خیال نرگست هر شب قدح نوشم مکن
من ز سوز اشتیاق تو سراپا آتشم
باز با توفان بی مهریت خاموشم مکن
جوشد امشب جلوۀ جادوی چشمانت ز جام
با شراب نرگست ای فتنه مدهوشم مکن

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سیدعبدالله شیرزاد:

شعر بسیار عالی و آهنگ این شعر عالی تر است.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *