+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از سفر خوش آمدی (خبر آورده اند آمده یی)
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 کاش بودم لاله تا جويند در صحرا مرا
 همه روز از تو به قهرم
 عجب صبری خدا دارد
 ای عشق! ز دست تو قلب من سوخته، سوخته
 چشم سيه داری قربانت شوم من
 گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

برگ نخست » موسیقی » گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱۵
گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر
چه به میخانه چه محراب حرامم باشد
گر بجز عشق توام هست تمنای دگر
تا روم از پی یار دگری میباید
جز دل من دگری و جز تو دلارای دگر
شنیده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تو سیه چشم چو آیی به تماشای چمن
نگذاری به کسی چشم تماشای دگر
باده پیش آر که رفتند از این مکتب را
استادان فرزند معمای دگر
این قفس را نبود روزنی ای مرغ پریش
آرزو ساخته بستان طرب زای دگر
گر بهشتی است رخ تست نگارا که در آن
میتوان کرد به هر لحظه تماشای دگر
از تو زیبا صنم این قدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر
می فروشان همه دانند عمادا که بود
عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *