+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بياييد بياييد به ميدان خرابات
 به سنگ غم زدی پيمانه ام را
 تو با منی، تو با منی
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 ای عشق! ز دست تو قلب من سوخته، سوخته
 بت نازنينم، مه مهربانم
 مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 دوستت دارم هميشه، هميشه

برگ نخست » موسیقی » گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۱۴
گر زلف پُریشانت در دست صبا افتد
هر جا که دلی باشد در دام هوا افتد
هر کس به تمنایی فال از رخ او گیرد
بر تخته ی فیروزی تا قرعه که را افتد
آن باده که دلها را از غم دهد آزادی
پر خون جگر گردد چون دور به ما افتد
ما کشتی صبر خویش در بحر غم افگندیم
تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد
احوال دل حافظ از دست غم هجران
چون عاشق سرگردان کز دوست جدا افتد

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *