+ - x
 » دیگر ترانه ها
 الهی من نميدانم، به علم خود تو ميدانی
 هرگز هرگز هرگز
 از دستت فغان، فغان دارم
 صبح دميد و روز شد، يار بدين بهانه رفت
 کاش بودم لاله تا جويند در صحرا مرا
 به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
 عجب صبری خدا دارد
 مرا چون قطرۀ اشکی ز چشم انداختی رفتی
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 زغم زار و حقيرم، با کی گويم ؟

برگ نخست » موسیقی » گفتم که ميخواهم تُرا باور مکن، باور مکن
۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴
گفتم که میخواهم تُرا باور مکن، باور مکن
از جمع یاران پا مکش، با من به یاری سر مکن
گر همچو گل در خنده ام ، دام فریب افگنده ام
در حسرت دامی چنین، بیهوده دامن تر مکن
لعنت که چون آغوش من، جز لعل پر نوش من
در خلوت خاموش من، اندیشه یی دیگر مکن

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *