+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ستاره ديده فرو بست و آرميد بيا
 ناله کن ای دل شوريدۀ من
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 کاشکی، کاشکی مرا با خود داشتی
 ای شعله ی حزين
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم

برگ نخست » موسیقی » گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۴
گذشت آنکه تو سر خیل دلبران بودی
خدای عشق من و یار دیگران بودی
گذشت آنکه ز درگاه خویش میراندی
مرا به تلخی و شیرین دیگران بودی
بغیر خاطره یی دلنواز باقی نیست
از آن زمان که تو سلطان دلبران بودی
هنوز عکس تو با من سخن کند ز آنروز
که شمع انجمن ماه منظران بودی
چو فکر مردم نادان نشد، دریغ آنروز
که دلفریب چو افکار شاعران بودی
ز سر گرانی خوبان روزگار مرنج
تو هم به عاشق دل خسته سر گران بودی
بروی خوب تو پیری ستم نمود آری
به حکم آنکه تو نیز از ستمگران بودی
هنوز خانه ی دل وقف عشق توست بیا
که این خرابه همانست کاندران بودی

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

محسن:

قشنگ بود
یکی که سالهاست دوستش دارم و یک روز اون هم من رو دوست داشت مصرع اول این بیت رو دیروز برام اسمس کرد
دلم شکست ولی باعث شد بیام این شعر قشنگ رو توی نت بخونم

منم براش می نویسم:
هنوز خانه دل وقف عشق توست بیا
که این خرابه همانست کاندران بودی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *