+ - x
 » دیگر ترانه ها
 سحر میگفت بلبل باغبان را
 ایا صياد رحمی کن مرنجانيد جانم را
 بت نازنينم، مه مهربانم
 تا بجفايت خوشم، ترک جفا کرده يی
 کاش بودم لاله تا جويند در صحرا مرا
 باز ميخواهم ترا، ای عشق من
 عجب صبری خدا دارد
 نگاه کن که نريزد، دهی چو باده بدستم
 من در سرای تو شور دگر دارم
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو

برگ نخست » موسیقی » گاه در آغوش اين، گاه در آغوش آن
۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۴
گاه در آغوش این، گاه در آغوش آن
دل شده از دست من، تنگ به بر دیگران
تو به بر دیگری، کور شوم ، کور به
از تو و بزم تو گر، دور شوم دور به
با همه اینها به من، لاف وفا میزنی
وای که ای بیوفا، باز تو مال منی
اشک به چشمم نشست، دوش چو بر خواستی
رقص کنان با رقیب، جان مرا کاستی
با همه اینها به من، لاف وفا میزنی
وای که ای بیوفا، باز تو مال منی

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امید:

واقعا عالی سروده شده




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *