+ - x
 » دیگر ترانه ها
 سحر میگفت بلبل باغبان را
 گر کنی يک نظاره ميزيبد
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
 باز ميخواهم ترا، ای عشق من
 خبر داری که دين و عشق و ايمانم تويی جانا؟ اي جانا!
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص

برگ نخست » موسیقی » ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳
ای بیخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
دیدی چو رنگ زرد من، ما را رها کردی و رفتی
عشق مرا نشناختی، با دیگران پرداختی
ما را پریشان ساختی، دل باختی دل باختی
روزم سیاه کردی و رفتی
بیتو به تنها ساختم، با رنج شبها ساختم
با چشم دریا ساختم، یعنی سراپا ساختم
تو ترک ما کردی و رفتی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *