+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بی تو گلگشت چمن ای گل بدن نايد خوشم
 بی وفا يارم کرده غم بارم
 بیوفايی مکن ای نگارم
 بیاييد که گلزار دميده ست
 بريده باد پای من، اگر رود بخانه اش
 بت نازنينم، مه مهربانم
 بوی تو خيزد هنوز بوی تو از بسترم
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

برگ نخست » موسیقی » هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۶
هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی
با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنفتم
بر هر که نظر کردم، تو در نظرم بودی
هر شب که قمر تابید، هر صبح که سر زد شمس
در گردش روز و شب، شمس و قمرم بودی
در صبحدم عشرت، همدوش تو میرفتم
در شامگه ی غربت، بالین سرم بودی
در خندۀ من چون ناز، در کنج لبم خفتی
در گریه ی من چون اشک، در چشم ترم بودی
چون طرح غزل کردم، بیت الغزلم گشتی
چون عرض هنرم کردم، زیب هنرم بودی
آواز چو میخواندم، سوز تو به سازم بود
پرواز چو میکردم، تو بال و پرم بودی
هرگز دل من جز تو، یار دگری نگزید
ور خواست که بگزیند، یار دگرم بودی
سرمد به دیار خود، از راه رسیده گفت
هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *