+ - x
 » دیگر ترانه ها
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 مگر خدا ز رقيبان ترا جدا بکند
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 رو سر بنه ببالين تنها مرا رها کن
 ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد

برگ نخست » موسیقی » حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل می زنم این کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار بانگ بربط و آواز نی کنم
از قال و قیل مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
کو پیک صبح تا گله های شب فراق
با این خجسته طلعت فرخنده پی کنم
کی بود در زمانه وفا جام می بخواه
تا من حکایت جم و کاووس و کی کنم
از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر
با فیض و لطف او صد از این نامه طی کنم
آن جان عافیت که به حافظ سپرد یار
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

matin :

خاک مرا چو در ازل از می سرشته اند.
با مدعی بگو که چرا ترک می کنم.

دو فرد بالا را فراموش کردید




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *