+ - x
 » دیگر ترانه ها
 نبری گمان که مفتی بخدا رسيده باشی
 خرابم زمستی، خرابم خدايا
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها
 گر کنی يک نظاره ميزيبد
 خنده به لب های ترا
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين

برگ نخست » موسیقی » کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۸
کی رفته یی ز دل که تمنا کنم ترا؟
کی بوده یی نهفته که پیدا کنم ترا؟
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته یی که هویدا کنم ترا
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم ترا
چشمم بصد مجاهده آینه ساز شد
تا من بیک مشاهده شیدا کنم ترا
بالای خود در آینه ی چشم من ببین
تا با خبر از عالم بالا کنم ترا
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاۀ مؤمن و ترسا کنم ترا
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افگنم
خورشید کعبه ماه کلیسا کنم ترا
طوبی و سدره گر بقیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم ترا
زیبا شود به کارگه عشق، کار من
هر گه نظر بصورت زیبا کنم ترا
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *