+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای یار خوب من ای باوفا
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 به سنگ غم زدی پيمانه ام را
 تا لبش در نظرم ميگذرد
 پيدا شد و پيدا شد، گمگشته ی ما امشب
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 همچو نی مينالم از سودای دل
 دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص

برگ نخست » موسیقی » مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶
مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی
از درت بیرون کردی، خیر نبینی
تا به کی این مرغ دل از غم بمیرد
پهلو نشین تو را خدایم بگیرد
ترا از دور میبینم چه حاصل
به پهلویت نمی نشینم چه حاصل
درخت حسن تو گلزار کرده
از آن گلها نمیچینم، چه حاصل
سیاه چشمک به دل بند تو باشد
بقای جان ز پیوند تو باشد
سفر کردم به گلشن های دنیا
ندیدم کس که مانند تو باشد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

میلاد:

سروده ي زیبایی بود.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *