+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 بیاييد که گلزار دميده ست
 شکايت دارم
 دلکم، ای دلکم، ای دلکم
 زندگی آخر سر آيد، بندگی در کار نيست
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت

برگ نخست » موسیقی » مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶
مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی
از درت بیرون کردی، خیر نبینی
تا به کی این مرغ دل از غم بمیرد
پهلو نشین تو را خدایم بگیرد
ترا از دور میبینم چه حاصل
به پهلویت نمی نشینم چه حاصل
درخت حسن تو گلزار کرده
از آن گلها نمیچینم، چه حاصل
سیاه چشمک به دل بند تو باشد
بقای جان ز پیوند تو باشد
سفر کردم به گلشن های دنیا
ندیدم کس که مانند تو باشد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

میلاد:

سروده ي زیبایی بود.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *