+ - x
 » دیگر ترانه ها
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
 عشق من با تو بود، قلب من با تو بود
 تنهاترین مرد زمینم
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 همچو نی مينالم از سودای دل
 اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت (فروغ امید)
 اگر سبزه بودم بدامان صحرا
 دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد

برگ نخست » موسیقی » خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
۴.۸
امتیاز: ۴.۸ | مجموع آراء: ۱۶
خال به کنج لب یکی، طُرۀ مشک فام دو
وای به حال مرغ دل، دانه یکی و دام دو
محتسب است و شیخ و من، صحبت عشق در میان
از چه کنم مجابشان؟ پخته یکی و خام دو
از رخ و زلفت ای صنم روز من است همچو شب
وای به روزگار من، روز یکی و شام دو
ساقی ماهروی من از چه نشسته غافلی؟
باده بیار و می بده، صبح یکی و شام دو
مست دو چشم دلرُبا همچو قرابه پُر ز می
در کف ترک مست بین، باده یکی و جام دو
کُشتهء تیغ ابرویت گشته هزار همچو من
بستهء چشم جادویت، میم یکی و لام دو
وعدۀ وصل می دهی لیک وفا نمی کنی
من به جهان ندیده ام، مرد یکی و کام دو
گاه بخوان سگ درت، گاه کمینه چاکرت
فرق نمی کند مرا، بنده یکی و نام دو

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

عبدالسلام كاكر:

سايت بسيار خوب. واقعا جالب و خواندنى است.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *