+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ز دستم بر نمی خيزد که يکدم بی تو بنشينم
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 ای رشک گلها، دادی فريبم
 من نينوازم، من نينوازم
 شبی را با من ای ماه سحرخيزان سحر کردی (مرغ بهشتی)
 با خبر باش
 دلبرا گر تو یار من باشی
 دلکم، ای دلکم، ای دلکم
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

برگ نخست » موسیقی » خرابم زمستی، خرابم خدايا
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۶
خرابم زمستی، خرابم خدایا
شرابم سراپا، شرابم خدایا
رۀ کعبه از هر بیابان که پسرم
دهد خار صحرا جوابم خدایا
به هر سینه ای سر نهم ناله خیزد
غمم، حسرتم، التهابم خدایا
ز دیدار من دیده آزرده گردد
مگر چهرۀ آفتابم خدایا
مرا شاید از شعله ها آفریدی
که سر تا به پا پیچ و تابم خدایا
چنان در دل اشکها غرق گشتم
ز غم همچو نقشی، بر آبم خدایا
ز هر موج، ویران شود خانه من
به دریای هستی، حبابم خدایا
دلم شکوه از ماه و پروین ندارد
من از خویشتن در عذابم خدایا
چو موجم، سراسر خروشم اللهی
چو یادم، سراپا شتابم خدایا
ز رویای هستی بجز غم ندیدم
همین بود تعبیر خوابم خدایا

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *