+ - x
 » دیگر ترانه ها
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 سرود شبانگاه
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 تو برايم مقدسی
 چشم سيه داری قربانت شوم من
 باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام

برگ نخست » موسیقی » کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶
کامی نرانده ایم و دل از دست داده ایم
گمراه سر بر سینه صحرا نهاده ایم
چون گوهر رمیده به درگاه ساحلیم
در حسرت نوازش دستی فتاده ایم
محروم از نیاز رفقیان شب نشین
چون شمع مرده یی به مزاری فتاده ایم
در انتظار گرمی اندام همدمی
آغوش را به عجز و تمنا گشاده ایم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *