+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از آن روز که پیمان با تو بستم
 شبهای روشن
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
 رقص بکن، شور بده خرمن زلفان
 همه روز از تو به قهرم
 بيا بريم به سنگ ران جمله خوبان هموجس
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 ای قوم بحج رفته کجاييد کجاييد

برگ نخست » موسیقی » کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶
کامی نرانده ایم و دل از دست داده ایم
گمراه سر بر سینه صحرا نهاده ایم
چون گوهر رمیده به درگاه ساحلیم
در حسرت نوازش دستی فتاده ایم
محروم از نیاز رفقیان شب نشین
چون شمع مرده یی به مزاری فتاده ایم
در انتظار گرمی اندام همدمی
آغوش را به عجز و تمنا گشاده ایم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *