+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 اگر بهار بيايد
 معشوقه بسامان شد تا باد چنين بادا
 اين شعر را برای تو ميگويم (شعری برای تو)
 گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
 دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 ز بس به ياد تو هر شب خدا خدا کردم
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 تا بجفايت خوشم، ترک جفا کرده يی

برگ نخست » موسیقی » ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۵
ماه هم ز ره رسید ولی نارسیده رفت
حرفی نگفته و سخنی ناشنیده رفت
من پیش او دویدم و واپس نکرد روی
از پیش رو چو اشک بدامن چکیده رفت
گویی من و دل از نگهی صید او شدیم
آخر ز دیده همچو غزالی رمیده رفت
چون ابر رحمت آمد و چون برق فتنه رفت
دامن کشان بیامد و دامن کشیده رفت

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *