+ - x
 » دیگر ترانه ها
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
 چشم به راهت دل به يادت گريه کردم
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
 از تنگنای محبس تاریکی
 باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
 نگاه کن که نريزد، دهی چو باده بدستم
 ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت

برگ نخست » موسیقی » ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۵
ماه هم ز ره رسید ولی نارسیده رفت
حرفی نگفته و سخنی ناشنیده رفت
من پیش او دویدم و واپس نکرد روی
از پیش رو چو اشک بدامن چکیده رفت
گویی من و دل از نگهی صید او شدیم
آخر ز دیده همچو غزالی رمیده رفت
چون ابر رحمت آمد و چون برق فتنه رفت
دامن کشان بیامد و دامن کشیده رفت

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *