+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 ز همراهان جدايی مصلحت نيست
 آخر ای دریا
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی
 صد ره در انتظارت، تا پشت در دويدم
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
 از براي غم من سينه ی دنيا تنگ است

برگ نخست » موسیقی » مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن
۲.۳
امتیاز: ۲.۳ | مجموع آراء: ۳
مرا آنروز گریان آفریدن، آفریدن
که دامان بیابان آفریدن، آفریدن
به شور از گریه آوردند و دل را
ازین یک قطره طوفان آفریدن، آفریدن
ز روز من سیاهی وام کردند
شب تاریک هجران آفریدن، آفریدن
خراب شد آن زمان معموری دل
که عشق خانه ویران آفریدن، آفریدن

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *