+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
 ای قوم بحج رفته کجاييد کجاييد
 تو برايم مقدسی
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 سحر میگفت بلبل باغبان را
 اگر عشق باشد
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
 باز ميخواهم ترا، ای عشق من
 نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!

برگ نخست » موسیقی » مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن
۲.۳
امتیاز: ۲.۳ | مجموع آراء: ۳
مرا آنروز گریان آفریدن، آفریدن
که دامان بیابان آفریدن، آفریدن
به شور از گریه آوردند و دل را
ازین یک قطره طوفان آفریدن، آفریدن
ز روز من سیاهی وام کردند
شب تاریک هجران آفریدن، آفریدن
خراب شد آن زمان معموری دل
که عشق خانه ویران آفریدن، آفریدن

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *