+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
 يار از دل من خبر ندارد
 از پيش من برو که دل آزارم
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 رو سر بنه ببالين تنها مرا رها کن
 ليلی، ليلی، ليلی جان، دل مه کردی ويران
 او دلبر اگر تو يار من باشی

برگ نخست » موسیقی » مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۱۲
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه از امروز ها، دیروز ها
دیدگانم همچو دالان های تار
گونه هایم همچو مرمر های سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد و درد
می خزند آرام روی دفترم
دست هایم فارغ از افسون شعر
یاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله میزد خون شعر
خاک میخواند مرا هر دم به خویش
میرسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گُل به روی گور غمناکم نهند
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ

تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

behnam:

اين شعر واقعا زيبا سروده شده و بسيار احساسي عاطفي حقيقي و بسيار تحسين بر انگيز درد درونم و قلبم رو در اين شعر يافتم آفرين




رحمت علی زاهد:

شعری زیبا است. خط اول این شعر همیشه ورد زبانم هست. تشکر




سمیرامیس:

شعر کامل نیست!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *