+ - x
 » دیگر ترانه ها
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 گر کنی يک نظاره ميزيبد
 شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم
 خرابم زمستی، خرابم خدايا
 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 حسنت رباید آب و تاب
 سر تا بپا سیاه چنان طالع منی
 چشم سيه داری قربانت شوم من

برگ نخست » موسیقی » ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
۳.۴
امتیاز: ۳.۴ | مجموع آراء: ۱۰
میگُم که دوستت دارُم، خودته خپ میزنی
از دل گرمت همیش، دلبرم گپ میزنیی
قهر مشو بر سرم، کتیم گپ عشق بزن
تا کی همرایم سخن، از اخ و دپ میزنی
میگُم که با رقیبان، تو را در جاده دیدم
خودته باز به کوچه، حسن چپ میزنی
رقیبم پیسه داره، منم غریب و نادار
از دست رقیب مره، آخر تو تپ میزنی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *