+ - x
 » دیگر ترانه ها
 شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
 از یادت من برفتم
 نبری گمان که مفتی بخدا رسيده باشی
 من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر
 عشق من با تو بود، قلب من با تو بود
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 يار با ما بيوفايی ميکند
 اين شعر را برای تو ميگويم (شعری برای تو)
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)

برگ نخست » موسیقی » ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
۳.۳
امتیاز: ۳.۳ | مجموع آراء: ۶
میخندم اگر امشب، با یاد تو میخندم
میخندم بروی خویش، بیهوده نمی خندم
غمگینم اگر بینی، از هجر تو غمگینم
خرسندم اگر خواهی، با وصف تو خورسندم
پیوستم اگر امشب، لب بر لب پیمانه
بر یاد لبت باشد، پیمانه به پیوندم
دوری تو اگر از من، از خود بتو نزدیکم
کز این همه راه دور از لبت افگندم
دل کندن از این مردم سهل است مرا، زیرا
تا دل به تو افگندم، دل از همه بر کندم
می گریم ازین دوردی، میخندم اگر هر شب
بیهوده نمی گریم، بیهوده نمی خندم
ای کوکب رخشانم، ای زهرهِ تابانم
برتاب به ایمانم، در هجر تو تا چندم
تو با همه پیوستی، از من همه بگسستی
من از همه اگر بگسستم، تا خود بتو پیوندم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *