+ - x
 » دیگر ترانه ها
 باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 ترسم آزاد نسازد ز قفس صيادم
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم
 نداند رسم ياری، بيوفا ياری که من دارم
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟

برگ نخست » موسیقی » ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم؟
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳
میروی از من و لبریز فغانم، چه کنم؟
میشوی دور و ازین غم نگرانم، چه کنم؟
خواهی آتش به غرورم زن و خواهی بنواز
دوستت دارم و ترکت نتوانم، چه کنم؟
تو طلبگار جوانهای پر آوازه هستی
من که یک آدم بی نام و نشانم، چه کنم؟

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *