+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 اگر سبزه بودم بدامان صحرا
 اين شعر را برای تو ميگويم (شعری برای تو)
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
 پر کن پياله را
 بوی تو خيزد هنوز بوی تو از بسترم
 بچه نشو ای دل
 بهار آمد

برگ نخست » موسیقی » گر کنی يک نظاره ميزيبد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵
گر کنی یک نظاره میزیبد
به تو ای ماه پاره میزیبد
از فراقت دل ستم زده را
گر کنم پاره پاره میزیبد
اشک خونین ز دیده در هجرت
گر نماید فواره میزیبد
شعری از قهر که حیرت انگیزد
گر بخوانی دوباره میزیبد

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *