+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 کی باشد و کی؟
 آغاز گشته زندگی (چون سحر)
 تا كی به تمنای وصال تو يگانه
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
 تو به یک دشت پر از گل
 اگر اين آسمان ستاره نداشت
 بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!

برگ نخست » موسیقی » نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲
نمیخواهم ترا، ای دخت مغرور!
نمیخواهم که دلدارم تو باشی
غمت گر بر دلم بار گران است
نمیخواهم که غمخوارم تو باشی
ز چشمم گر سرشک غم ببارد
نمیخواهم که دامانت بگیرم
غرور خویش را سازم غرور ماهی
از این پس گر ز هجرانت بمیرم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حبیب:

نگاهم با تو راز عشق گوید
تو در عشق رقیبم سر نهانی
شدم بازیچه دستت که هر دم
مرا میرانی و گه مینوازی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *