+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 خرابم زمستی، خرابم خدايا
 ای نیلگون دریای من، باز آمدم باز آمدم
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 توبه، توبه، از شب هجران توبه
 چه بيهوده چه ساده من عاشق خسته
 با خبر باش
 پر کن پياله را
 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
 همچو نی مينالم از سودای دل

برگ نخست » موسیقی » نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲
نمیخواهم ترا، ای دخت مغرور!
نمیخواهم که دلدارم تو باشی
غمت گر بر دلم بار گران است
نمیخواهم که غمخوارم تو باشی
ز چشمم گر سرشک غم ببارد
نمیخواهم که دامانت بگیرم
غرور خویش را سازم غرور ماهی
از این پس گر ز هجرانت بمیرم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حبیب:

نگاهم با تو راز عشق گوید
تو در عشق رقیبم سر نهانی
شدم بازیچه دستت که هر دم
مرا میرانی و گه مینوازی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *