+ - x
 » دیگر ترانه ها
 سر تا بپا سیاه چنان طالع منی
 از اینجا تا شمالی کار دارم (شمالی)
 تا لبش در نظرم ميگذرد
 ز بس به ياد تو هر شب خدا خدا کردم
 تو برايم مقدسی
 شبهای روشن
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 بهار من حذر از نو بهاران می کنی تا کی؟
 نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
 مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن

برگ نخست » موسیقی » نگاه کن که نريزد، دهی چو باده بدستم
۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۶
نگاه کن که نریزد، دهی چو باده بدستم
فدای چشم تو ساقی، بهوش باش که مستم
کنم معالجه یکسر به صالحان می کوثر
بشرط آنکه نگیرند این پیاله ز دستم
ز سنگ حادثه تا ساغرم درست بماند
بوجه خیر و تصدق، هزار توبه شکستم
چنین که سجده برم بی حفاظ پیش جمالت
بعالمی شده روشن که آفتاب پرستم
کمند زلف بسی گردنم ببست به مویی
چنان فشرد که زنجیر صد علاقه گسستم
نه شیخ میدهدم توبه و نه پیر مغان می
ز بس که توبه نمودم، زبس که توبه شکستم
ز گریه آخرم این شد نتیجه در پی زلفش
که در میان دو دریای خون فتاده نشستم
ز قامتت چه گرفتم قیاس روز قیامت
نشست و گفت قیامت بقامتیست که هستم
نداشت خاطرم اندیشه یی ز روز قیامت
زمانه داد به دست شب فراق تو، دستم
بخیز از بر من، که از خدا و خلق، رقابت
بس است کیفر این یک نفس که با تو نشستم
حرام گشت به یغما بهشت تو، روزی
که دل به گندم آدم فریب تو بستم

تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Hamed Attayi:

Very Beautiful Song




Hamed Attayi:

Very Beautiful Song




سوری:

"نه شیخ می دهدم توبه نه پیر مغان می"
این سرمشق خطم بود سالها پیش...چقدر گشتم تا باقی شعر و نام شاعرش رو پیدا کردم...

شعر از یغما جندقی هستش




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *