+ - x
 » دیگر ترانه ها
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
 بهار آمد
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 پر کن پياله را
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 حسنت رباید آب و تاب
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 بخدا تنگست دلم
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم

برگ نخست » موسیقی » نی، نی، هرگز، هرگز
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۵
نی، نی، هرگز، هرگز
زهر شود جام می که بی تو من نوش کنم
بشکند دستم اگر کسی در آغوش کنم
نبری گمان که من ترا فراموش کنم
نی، نی، هرگز، هرگز
مهر تو دارم به دل تا دم مردن بتا
یگانه عشقم تویی به عهدت وفا نما
در ره عشقت زمن هرگز نبینی خطا
نی، نی، هرگز، هرگز
عشق تو اندر دلم، باشد هوایت بسر
می شود هر روز و شب آرزویم بیشتر
کی میدهم قلب خود جز تو به یار دگر
نی، نی، هرگز، هرگز

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *