+ - x
 » دیگر ترانه ها
 شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟
 برايم گريه کن امشب، که تنها امشبم با تو
 از یادت من برفتم
 از پيش من برو که دل آزارم
 صبح دميد و روز شد، يار بدين بهانه رفت
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 کيستم من؟ رهنورد آواره و ديوانه يی
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 ترا صد بار گفتم که غلامت من

برگ نخست » موسیقی » پر کن پياله را
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
پرکن پیاله را
كه این آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها
كه در پی هم می شود تهی
دریای آتش است كه ریزم به كام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند سركش و جادویی شراب
تا بیكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا كوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها
دیگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمی برد
پر كن پیاله را
هان
ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلوده دور دست
پرواز كن
به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمی برد
آن بی ستاره ام كه عقابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تقلا و تشنگی
با این كه ناله میكشم از دل
كه آب
آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر كن پیاله را

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *