+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 تنهاترین مرد زمینم
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
 نميدانم به روی کی بخندم
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
 از چشم تو چون اشک سفر کردم و رفتم

برگ نخست » موسیقی » ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۱۲
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم مییرود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
با آن همه بیداد او وین عهد بی ‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا
طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

PEYMAN:

SLM BA EJAZATON MAN AZ IN SHER SADI BARAYE WEB SITE AM ESTEFADEH KARDAM TNX BYE




madَAh:

من این شعر را باصدای احمد ظاهر خیلی دوست دارم. شعر قشنگیه . متشکرم. M-S




محمود:

واقعا احمدظاهر باحنجره طلائی خویش حق این ترانه رابجا کرده




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *