+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دوستت دارم، والله! بالله!
 شبهای روشن
 کرده ام ناله بسی، در پی همنفسی
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 دلبرا گر تو یار من باشی
 شکايت دارم
 مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره

برگ نخست » موسیقی » شبی ز شبها، من و تو تنها
۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۴
شبی ز شبها، من و تو تنها
به موج دریا، خیره میدیدیم
تو زیبا، فریبی در صحرا
من با تمنا، بی رنج و سودا
آنشب که رفتی از من چه دیدی
دلم شکستی، از من بریدی
رفتی کجا تو، ای دیده جادو
از من رمیدی مانند آهو
کجا؟
شبی دگر هم، من و دل و هم
به پای گلها، قصه میکردیم
چه شبها بیمار و تنها
ناله سر دادم ، گریه ها کردم
شبی سیه بود، نه نور ماه بود
شبی که یارم ز من جدا بود
چون او خبر شد، غمم بسر
ستاره ها مرد، شبم سحر شد
خدا!
شبی ز شبها، من و تو تنها
به موج دریا خیره می دیدیم
تو زیبا ، ای دیده شهلا
من با تمنا، بی رنج و سودا

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهار:

این شعر به گمان اغلب از احمد ظاهر جان است . لطفن اگر آگاهی دقیق در مورد شاعر این شعر دارید ، اسم شاعر را لطف بفرمایید .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *