+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص
 بی تو گلگشت چمن ای گل بدن نايد خوشم
 هرگز هرگز هرگز
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 يارک من تو چرا خوش باور هستی گلم
 نميدانم به روی کی بخندم
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 از چشم تو چون اشک سفر کردم و رفتم
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟

برگ نخست » موسیقی » شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
گشود بس گره آنشب ز کار بسته ما
صبا چو از بر آن زلف مُشک سود گذشت
غمین مباش و میندیش از این سفر که ترا
اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *