+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
 چه بيهوده چه ساده من عاشق خسته
 يار با ما بيوفايی ميکند
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟
 بهار جوانيم رفت، افسوس
 از یادت من برفتم
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی

برگ نخست » موسیقی » سلطان قلبها
۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴
یک دل میگه: برو ، برو
یک دلم میگه: نرو ، نرو
طاقت نداره دلم بی تو
بی تو چی کنم
پیش عشق ای زیبا، زیبا
خیلی کوچک است دنیا، دنیا
با یاد تو ام هر جا، هر جا
ترکت نکنم
احوال زار دلم را ندانی
با تو چی گویم که بر آن نمایی
بی تو نتابد نه مهری، نه مانی
بر شام تارم
سلطان قلبم تو هستی، تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری تو با من ببستی
چشم انتظارم
از برگ گل کاغذ سازم
نامه یی شیرین بپردازم
بنویسم از عشقم، رازم
ای نو گل من
بعد از سلام، ای دلدارم!
اول خیلی دوستت میدارم
دوم دیدنت عادت دارم
بر دشت و دمن
سلطان قلبم تو هستی، تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری تو با من ببستی
چشم انتظارم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

edris:

chan ghesmate sher ra eshtebah neveshteid.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *