+ - x
 » دیگر ترانه ها
 به کس چی؟
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 لاړ شه ننګرهار ته کميس تور ما ته راوړه
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت
 بسکه جفا ز خار و گل، ديده دل رميده ام
 همچو نی مينالم از سودای دل
 سرود شبانگاه
 رهان مرا از درد و ناتوانی

برگ نخست » موسیقی » سلطان قلبها
۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴
یک دل میگه: برو ، برو
یک دلم میگه: نرو ، نرو
طاقت نداره دلم بی تو
بی تو چی کنم
پیش عشق ای زیبا، زیبا
خیلی کوچک است دنیا، دنیا
با یاد تو ام هر جا، هر جا
ترکت نکنم
احوال زار دلم را ندانی
با تو چی گویم که بر آن نمایی
بی تو نتابد نه مهری، نه مانی
بر شام تارم
سلطان قلبم تو هستی، تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری تو با من ببستی
چشم انتظارم
از برگ گل کاغذ سازم
نامه یی شیرین بپردازم
بنویسم از عشقم، رازم
ای نو گل من
بعد از سلام، ای دلدارم!
اول خیلی دوستت میدارم
دوم دیدنت عادت دارم
بر دشت و دمن
سلطان قلبم تو هستی، تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری تو با من ببستی
چشم انتظارم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

edris:

chan ghesmate sher ra eshtebah neveshteid.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *