+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تا كی به تمنای وصال تو يگانه
 از آن روز که پیمان با تو بستم
 شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
 اگر اين آسمان ستاره نداشت
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 پيدا شد و پيدا شد، گمگشته ی ما امشب
 گر کنی يک نظاره ميزيبد
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 گفتم که ميخواهم تُرا باور مکن، باور مکن
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!

برگ نخست » موسیقی » تنها تويی، تنها تويی، در خلوت تنهاييم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶
تنها تویی، تنها تویی، در خلوت تنهاییم
تنها تو میخواهی مرا، با این همه رسواییم
ای یار بی همتای من ، سرمایه سودای من
گر بی تو مانم وای من، وای از دل سوداییم
جان گشته سر تا پا تنم، از ظلمت تن ایمنم
شد آفتاب روشنم، پیدا به نا پیداییم
گر چه میان آتشم، با یاد روی تو خوشم
از غم قدحها میکشم، وه زین قدح پیمائیم
من از هوس ها رسته ام، از آرزو ها جسته ام
مرغ فقس بشکسته ام، شادم ز بی پرواییم
دانی که دلدارم تویی، دانم خریدارم تویی
یارم تویی، یارم تویی، شادی ازین شیداییم
آن رشک مهر و مشتری، آمد بصد افسونگری
گفتم به زهره ننگری، ای دولت بیناییم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *