+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بسکه جفا ز خار و گل، ديده دل رميده ام
 گفتی که می بوسم تُرا گفتم تمنا می کنم
 دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص
 بوی تو خيزد هنوز بوی تو از بسترم
 همه روز از تو به قهرم
 دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
 شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها

برگ نخست » موسیقی » يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۲
یارب غم بی رحمی جانان به کی گویم؟
جان از غم او سوخت، غم جان به کی گویم؟
گویند طبیبان که بگو در خود، اما
دردی که گذشته است ز درمان به کی گویم؟
دردی که مرا ساخته رسوا همه دانند
داغی که مرا سوخته پنهان به کی گویم؟

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

shabrang:

bah bah
khily zeba !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *