+ - x
 » دیگر ترانه ها
 شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 دلکم، ای دلکم، ای دلکم
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 از پيش من برو که دل آزارم
 ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 بهار آمد
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟
 ای یار خوب من ای باوفا

برگ نخست » موسیقی » يار با ما بيوفايی ميکند
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
یار با ما بیوفایی میکند
بی گناه از ما جدایی میکند
شمع جانم را بکشت آن بیوفا
جای دیگر روشنایی میکند
میکند با خویشتن بیگانگی
با رقیبان آشنایی میکند
جو فروش است آن نگار سنگدل
با من او گندم نمایی میکند
یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی میکند
ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی وفایی میکند
کشتی عمرم شکست اندر غمش
از من مسکین جدایی میکند
آنچه با من میکند اندر زمان
آفت دور سمایی میکند
سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسه گدایی میکند

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *