+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از آن روز که پیمان با تو بستم
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
 تنها شدم، تنها!
 ای دزديده چشم از آهو
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 بگذرد، بگذرد، عمر من بگذرد
 شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 وای من بيهوده ام

برگ نخست » موسیقی » زغم زار و حقيرم، با کی گويم ؟
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵
زغم زار و حقیرم با کی گویم
ز غصه من بمیرم با کی گویم
ز هجر یار گریانم ندانم
که دامان کی گیرم، با کی گویم
ز جورش در فغانم، چند نالم
گذشت از چه تغیرم، با کی گویم
مرا از خود جدا دارد نگاری
که نی از وی گریزم، با کی گویم
ببوی وصل او عمرم بسر شد
فراقش کرد پیرم، با کی گویم
شب و روز آتش سودای عشقش
همی سوزد ضمیرم، با کی گویم
مرا مردم توانگر می شمارند
من مسکین فقیرم، با کی گویم
چنان سوزد مرا تاب غم او
که گویی در سعیرم، با کی گویم
هر آن غم کز فراقش بر من آید
به دیده می پذیرم، با کی گویم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *