+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام
 کی باشد و کی؟
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
 آغاز گشته زندگی (چون سحر)
 به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 گر چه چشم تو پی بردن دلهاست هنوز
 خنده به لب های ترا
 ناله کن ای دل شوريدۀ من

برگ نخست » موسیقی » ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۵
ز حادثات جهانم همین خوش آمد و بس
که زشت و خوب و بد روزگار درگذر است
روز و شبم الم، ریزم سرشک غم
بگذشته عمر من، با چشم پر نم
من بی گناهم، تو بد گمانی
جز تو نخواهم، تو این ندانی
شاهد و گواه من، رنگ خزانم است صنم
روز و شبم الم، ریزم سرشک غم
مغرور و سرکش، خود خواه و بدمست
با این همه عیبت، دادم دل از دست
ندانسته بودم، دلت نیست و سنگ است صنم
روز و شبم الم، ریزم سرشک غم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *