+ - x
 » دیگر ترانه ها
 سحر میگفت بلبل باغبان را
 ای آه سحرگاه تو آخر اثری بخش
 از تنگنای محبس تاریکی
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
 باز ميخواهم ترا، ای عشق من

برگ نخست » موسیقی » ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۵
ز سنگ نیست قلب من، بیا که آب میشود
مزن شراش از جفا، ببین کباب میشود
خدایرا ترحمی، مرو که بی تو عاقبت
بنای زندگانیم، ز غم خراب میشود
گهی ز راه دلبری، تو بهترین بهتران
سراغ دل شکستان، بجو ثواب میشود

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *