+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بيا بريم به سنگ ران جمله خوبان هموجس
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين
 تا لبش در نظرم ميگذرد
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 بهارست و سامان و افغان ندارم
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 گفتی که می بوسم تُرا گفتم تمنا می کنم
 معشوقه بسامان شد تا باد چنين بادا

برگ نخست » موسیقی » ترسم آزاد نسازد ز قفس صيادم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
ترسم آزاد نسازد ز قفس صیادم
آنقدر تا که رود راهِ چمن از یادم
بس که ماندم به قفس، رنگِ گل از یادم رفت
گرچه با عشق وی از مادرِ گیتی زادم
روز خوبی هم اگر داشته ام یادم نیست
گوییا یكسره از لانه به دام افتادم
بارها دستِ اجل گشت گریبان گیرم
باز هم دامن عشق تو ز کف ننهادم
ز اولین نکته که تعبیر نمودم از عشق
کرد تصدیق به استادیِ من، استادم
گرچه باشد غمِ عالم به دلِ لاهوتی
هیچ کس در غمِ من نیست، از این دلشادم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *