+ - x
 » دیگر ترانه ها
 باز ميخواهم ترا، ای عشق من
 صد ره در انتظارت، تا پشت در دويدم
 تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
 عجب صبری خدا دارد
 ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
 ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
 بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت (فروغ امید)
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی

برگ نخست » موسیقی » ترسم آزاد نسازد ز قفس صيادم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
ترسم آزاد نسازد ز قفس صیادم
آنقدر تا که رود راهِ چمن از یادم
بس که ماندم به قفس، رنگِ گل از یادم رفت
گرچه با عشق وی از مادرِ گیتی زادم
روز خوبی هم اگر داشته ام یادم نیست
گوییا یكسره از لانه به دام افتادم
بارها دستِ اجل گشت گریبان گیرم
باز هم دامن عشق تو ز کف ننهادم
ز اولین نکته که تعبیر نمودم از عشق
کرد تصدیق به استادیِ من، استادم
گرچه باشد غمِ عالم به دلِ لاهوتی
هیچ کس در غمِ من نیست، از این دلشادم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *