+ - x
 » دیگر ترانه ها
 من نينوازم، من نينوازم
 ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
 نميدانم به روی کی بخندم
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 مگر خدا ز رقيبان ترا جدا بکند
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 ای نیلگون دریای من، باز آمدم باز آمدم
 از چشم تو چون اشک سفر کردم و رفتم
 عشق من با تو بود، قلب من با تو بود

برگ نخست » موسیقی » رهان مرا از درد و ناتوانی
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۸
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا
رهان مرا

برو ای بیوفا یادم نکردی
به کاغذ نامه ای شادم نکردی
به مکتب خانه ی عشق تو بودم
سبق دادی و استادم نکردی

رهان مرا
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا
رهان مرا...

نگار نازنین آه دردم
سرم را گر بُری از تو نگردم
سرم را گر بُری با خنجر عشق
به خون جولان زده گردت بگردم

رهان مرا
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا...

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *