+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ليلی، ليلی، ليلی جان، دل مه کردی ويران
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 او دلبر اگر تو يار من باشی
 امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
 کيستم من؟ رهنورد آواره و ديوانه يی
 خواب از چشمانم ربودی
 تنها شدم، تنها!
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 خودت ميدانی گل من، خودت ميدانی

برگ نخست » موسیقی » رهان مرا از درد و ناتوانی
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۸
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا
رهان مرا

برو ای بیوفا یادم نکردی
به کاغذ نامه ای شادم نکردی
به مکتب خانه ی عشق تو بودم
سبق دادی و استادم نکردی

رهان مرا
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا
رهان مرا...

نگار نازنین آه دردم
سرم را گر بُری از تو نگردم
سرم را گر بُری با خنجر عشق
به خون جولان زده گردت بگردم

رهان مرا
رهان مرا از درد و ناتوانی
از سوز جاودانی
از تندباد خزانی
از اشک ارغوانی
آواره، بیچاره
قلب من صدپاره

رهان مرا...

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *