+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 پنداشتم هميشه گل خاطر منی
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 تنهاترین مرد زمینم
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
 من اگر ديوانه ام زنجير کو؟
 بياييد بياييد به ميدان خرابات
 شبی را با من ای ماه سحرخيزان سحر کردی (مرغ بهشتی)

برگ نخست » موسیقی » تنهاترین مرد زمینم
۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳
تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم
وقتی تو باشی من سرودی از یقینم

پیوند شبهای شگفتن را بیاموز
با من بمان تا من سخاوت را ببینم

برگ گلی یاس سفید خانه بودم
اینک چو برگ خشک پاییز غمینم

تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم

بر من بتاب ای امتداد شهر خورشید
در استقامت با تو چون دیوار چینم

تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم
وقتی تو باشی من سرودی از یقینم

پیوند شبهای شگفتن را بیاموز
با من بمان تا من سخاوت را ببینم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *