+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بخدا تنگست دلم
 سلطان قلبها
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 بهارست و سامان و افغان ندارم
 گفتم که ميخواهم تُرا باور مکن، باور مکن
 بهار من حذر از نو بهاران می کنی تا کی؟
 گاه در آغوش اين، گاه در آغوش آن

برگ نخست » موسیقی » تنهاترین مرد زمینم
۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳
تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم
وقتی تو باشی من سرودی از یقینم

پیوند شبهای شگفتن را بیاموز
با من بمان تا من سخاوت را ببینم

برگ گلی یاس سفید خانه بودم
اینک چو برگ خشک پاییز غمینم

تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم

بر من بتاب ای امتداد شهر خورشید
در استقامت با تو چون دیوار چینم

تنهاترین
تنهاترین مرد زمینم
وقتی تو باشی من سرودی از یقینم

پیوند شبهای شگفتن را بیاموز
با من بمان تا من سخاوت را ببینم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *