+ - x
 » دیگر ترانه ها
 کاشکی، کاشکی مرا با خود داشتی
 بر خاطر آزاده، غباری ز کسم نيست
 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
 بت نازنينم، مه مهربانم
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
 ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 از تو دورم

برگ نخست » موسیقی » سحر میگفت بلبل باغبان را
۴.۸
امتیاز: ۴.۸ | مجموع آراء: ۱۴
سحر میگفت بلبل باغبان را
در این باغ جز نهال غم نروید

سحر میگفت بلبل باغبان را
در این باغ جز نهال غم نروید
به پیری میرسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد

ولی گل چون جوان گردد بمیرد

شنیدم در عدم پروانه میگفت

شنیدم در عدم پروانه میگفت
دمی از زندگی تاب و تبم بخش

شنیدم در عدم پروانه میگفت

شنیدم در عدم پروانه میگفت
دمی از زندگی تاب و تبم بخش

سحر میگفت باغبان را
در این باغ جز نهال غم نروید
به پیری میرسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد

ولی گل چون جوان گردد بمیرد

پریشان کن سحر خاکسترم را

پریشان کن سحر خاکسترم را
ولیکن سوز و ساز یک شبم ده

پریشان کن سحر خاکسترم را
ولیکن سوز و ساز یک شبم ده

سحر میگفت بلبل باغبان را
در این باغ جز نهال غم نروید
به پیری میرسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد

****

متن کامل دوبیتی دوم که در این آهنگ جدا از هم اجرا شده اند چنین می باشد:
شنیدم در عدم پروانه می گفت
دمی از زندگی تاب و تبم بخش
پریشان کن سحر خاکسترم را
ولیکن سوز و ساز یک شبم بخش

بشنوید:


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حامد عطائی:

بهترین




اریب آغا:

سلام۔
این اشعار که مرحوم احمد ظاهر سروده اند، از علامه اقبالِ لاهوری است.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *