+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای نام غمت ترانه ی من
 ای شعله ی حزين
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 الهی من نميدانم، به علم خود تو ميدانی
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
 بیوفايی مکن ای نگارم
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم
 نگاه کن که نريزد، دهی چو باده بدستم
 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

برگ نخست » موسیقی » ایا صياد رحمی کن مرنجانيد جانم را
۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۴
ایا صیاد رحمی کن مرنجانید جانم را
پر و بالم بکن اما مسوزان آشیانم را
به گردن بسته یی چون رشته و در پای زنجیر است
مروت کن اجازت ده که بگشایم دهانم را
در این کنج قفس دور از گلستان سوختم مردم
خبر کن ای صبا از حال زارم باغبانم را
ز تنهایی دلم خون شد ندارم محرم رازی
که بنویسد برای دوستداران داستانم را

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *