+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از سفر خوش آمدی (خبر آورده اند آمده یی)
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 حسنت رباید آب و تاب
 خواب از چشمانم ربودی
 معشوقه بسامان شد تا باد چنين بادا
 ای نیلگون دریای من، باز آمدم باز آمدم

برگ نخست » موسیقی » از تو دورم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۷
از تو دورم من و دیوانه و مدهوش تو ام
آنچنان محو تو گشتم که در آغوش تو ام
یکدم از دل نبرم یاد دلاویز ترا
گر چه چون عشق ز دل رفته ، فراموش تو ام
نگه گرمم و در چشم سخن گوی تو ام
هوس بوسه ام و در لب خاموش تو ام
همچو اشکی که زجان ریخته در دامن تو
چون صدایی که زدل خاسته در گوش تو ام
پای تا سر همه طوفانم و آشفتگیم
بحر در موجم و عمریست که در جوش تو ام
گر چه در حسرتم از دوری برق نگهت
زنده با یاد تو و گرمی آغوش تو ام
در دل این شب تاریک که چون بخت منست
تا سحر منتظر صبح بنا گوش تو ام
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام

تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

یاس حسینیه:

واقعا لذت بردم




ahmad rezayee:

kheli qashang bod




کبیر کوهی:

واقآ دل نشین است.
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *