+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم؟
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 مانند من فسرده دلی در جهان مباد
 ایا صياد رحمی کن مرنجانيد جانم را
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 آخرین شام آشنایی
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم

برگ نخست » موسیقی » از تو دورم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۷
از تو دورم من و دیوانه و مدهوش تو ام
آنچنان محو تو گشتم که در آغوش تو ام
یکدم از دل نبرم یاد دلاویز ترا
گر چه چون عشق ز دل رفته ، فراموش تو ام
نگه گرمم و در چشم سخن گوی تو ام
هوس بوسه ام و در لب خاموش تو ام
همچو اشکی که زجان ریخته در دامن تو
چون صدایی که زدل خاسته در گوش تو ام
پای تا سر همه طوفانم و آشفتگیم
بحر در موجم و عمریست که در جوش تو ام
گر چه در حسرتم از دوری برق نگهت
زنده با یاد تو و گرمی آغوش تو ام
در دل این شب تاریک که چون بخت منست
تا سحر منتظر صبح بنا گوش تو ام
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام

تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

یاس حسینیه:

واقعا لذت بردم




ahmad rezayee:

kheli qashang bod




کبیر کوهی:

واقآ دل نشین است.
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *