+ - x
 » دیگر ترانه ها
 آخر ای دریا
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
 تنها شدم، تنها!
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
 دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
 بی تو گلگشت چمن ای گل بدن نايد خوشم
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته

برگ نخست » موسیقی » از آن روز که پیمان با تو بستم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۸
از آن روز که پیمان با تو بستم
دو صد پیمان دیگر را شکستم
برای آنکه تنها از تو باشم
ز هر مهروی دیگر، دل گسستم
به جام و ساغرم کاری نباشد
که من پیمانه ی دیگر شکستم
از آن روز که پیمان با تو بستم
دوصد پیمان دیگر را شکستم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *