+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
 يار از دل من خبر ندارد
 بی تو گلگشت چمن ای گل بدن نايد خوشم
 ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
 خواب از چشمانم ربودی
 بیاييد که گلزار دميده ست
 هرگز هرگز هرگز

برگ نخست » موسیقی » از آن روز که پیمان با تو بستم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۸
از آن روز که پیمان با تو بستم
دو صد پیمان دیگر را شکستم
برای آنکه تنها از تو باشم
ز هر مهروی دیگر، دل گسستم
به جام و ساغرم کاری نباشد
که من پیمانه ی دیگر شکستم
از آن روز که پیمان با تو بستم
دوصد پیمان دیگر را شکستم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *