+ - x
 » دیگر ترانه ها
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 ای نام غمت ترانه ی من
 گفتم که ميخواهم تُرا باور مکن، باور مکن
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 شبی ز شبها، من و تو تنها
 مانند من فسرده دلی در جهان مباد
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت

برگ نخست » موسیقی » بهار جوانيم رفت، افسوس
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
بهار جوانیم رفت، افسوس
نشاط عمر به پایان رسید، افسوس
خوشی از غم چو عقاب کرده پرواز
سوی آسمانها رفت، افسوس
ای پرنده زیبا، سوی من بیا، بیا
آفتاب زندگیم!
روشنی چشمانم تار، تار
قلب شکسته ام در انتظارت
بود همیشه این قلب غمگسارت
گر چه پرواز تو جای دگریست
برگرد، نما شاد این قلب غمگینم
غم بهار جدایت، ماند به قلبم جاودانی
دانم این عمر رفته، نقشیست از پشیمانی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *