+ - x
 » دیگر ترانه ها
 در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 ز بس به ياد تو هر شب خدا خدا کردم
 ای نام غمت ترانه ی من
 بهار من حذر از نو بهاران می کنی تا کی؟
 معشوقه بسامان شد تا باد چنين بادا
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 دوستت دارم هميشه، هميشه
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی

برگ نخست » موسیقی » بهار جوانيم رفت، افسوس
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
بهار جوانیم رفت، افسوس
نشاط عمر به پایان رسید، افسوس
خوشی از غم چو عقاب کرده پرواز
سوی آسمانها رفت، افسوس
ای پرنده زیبا، سوی من بیا، بیا
آفتاب زندگیم!
روشنی چشمانم تار، تار
قلب شکسته ام در انتظارت
بود همیشه این قلب غمگسارت
گر چه پرواز تو جای دگریست
برگرد، نما شاد این قلب غمگینم
غم بهار جدایت، ماند به قلبم جاودانی
دانم این عمر رفته، نقشیست از پشیمانی

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *