+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تا لبش در نظرم ميگذرد
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم
 سرود شبانگاه
 ای ماه کنعانی من آن دل که بُردی باز ده
 تنهاترین مرد زمینم

برگ نخست » موسیقی » بر خاطر آزاده، غباری ز کسم نيست
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳
بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست
سرو چمنم شکوه یی از خار و خسم نیست
از کوی تو بی ناله و فریاد گذشتم
چون قافله ی عمر نوای جرسم نیست
افسرده ترم از نفس باد خزانی
کان نوگل خندان نفسی هم نفسم نیست
صیاد ز پیش آید و گرگ اجل از پی
آن صید ضعیفم که ره پیش و پسم نیست
بی حاصلی و خواری من بین که درین باغ
چون خار بدامان گلی دسترسم نیست
از تنگدلی پاس دل تنگ ندارم
چندان کشم اندوه که اندوه کشم نیست
امشب رهی از میکده بیرون ننهم پای
آزردۀ دردم، دو سه پیمانه بسم نیست

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *