+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای رشک گلها، دادی فريبم
 اگر عشق باشد
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 ای شعله ی حزين
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 تا كی به تمنای وصال تو يگانه
 دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
 همه روز از تو به قهرم
 اگر اين آسمان ستاره نداشت
 بچه نشو ای دل

برگ نخست » موسیقی » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *