+ - x
 » دیگر ترانه ها
 من اگر ديوانه ام زنجير کو؟
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 عاشق شده ام گواهم اينست
 من نينوازم، من نينوازم
 من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
 مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن
 مرا چون قطرۀ اشکی ز چشم انداختی رفتی
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد

برگ نخست » موسیقی » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *