+ - x
 » دیگر ترانه ها
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 الهی من نميدانم، به علم خود تو ميدانی
 باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم
 خنده به لب های ترا
 شبی ز شبها، من و تو تنها
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 از سفر خوش آمدی (خبر آورده اند آمده یی)
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 تا كی به تمنای وصال تو يگانه

برگ نخست » موسیقی » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *