+ - x
 » دیگر ترانه ها
 مانند من فسرده دلی در جهان مباد
 شکايت دارم
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 خرابم زمستی، خرابم خدايا
 بیاييد که گلزار دميده ست
 ز دستم بر نمی خيزد که يکدم بی تو بنشينم
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد

برگ نخست » موسیقی » بیاييد که گلزار دميده ست
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲
بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده ست
بیارید بیکبار همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده ست
بران زشت بخندید که او ناز نماید
بران یار بگریید که از یار بریده ست
همه شهر بشورید چو آوازه در افتاد
که دیوانه دگر بار ز زنجیر رهیده ست
بکوبید دُهلها و دگر هیچ مگوئید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیده ست
چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه ی اعمال ز آفاق پریده ست
خمش باش خمش باش مکن فاش مکن فاش
مخور غوره و مفشاء که انگور رسیده ست

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *